شهید یوسف رحمانیان کوشککی
فرزند محمدحسین
اطلاعاتی از شهید دارید ؟
اینجا را کلیک کرده و برای ما ارسال کنید
نذر صلوات به نیت این شهید
صلوات فرستاده شده
۰
برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید
کد ملی
۲۴۷۱۲۱۳۷۹۰
تاریخ تولد
۱۳۴۴/۰۱/۲۰
تاریخ شهادت
۱۳۶۰/۰۴/۲۵
محل تولد
محل شهادت
آبادان- ماهشهر
محل دفن
گلزار شهدای رضوان جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
تعداد فرزندان
۰
تحصیلات
ابتدایی
رتبه
رزمنده
بسم الله رب الشهداء
زندگینامه شهید یوسف رحمانیان . شهید یوسف رحمانیان فرزند محمد حسین در سال 1344 در جهرم متولد شد . یوسف دوران دبستان را تا سال چهارم در دبیرستان امیرکبیر سپری کرد و پس از آن درس و مدرسه را رها کرد و به سراغ کار رفت . شهید یوسف در خارج از جهرم به شغل جوشکاری مشغول بودند اما با شروع جنگ و با وجود سن و سال کمی که داشتند و آموزش نظامی هم ندیده بودند شغل خود را رها کردند و به جهرم آمدند تا رضایت پدر و مادر را جلب کنند و راهی جبهه شوند . ایشان برای گرفتن اجازه خیلی مصر بودند و تلاش می کردند . پدرشان هم می گفتند : پسر برادرت هنوز سرباز است تازه سن و سال تو هم کم است . فعلا صبر کن ! اما او در جواب میگفت : پدر من رفتن به جبهه را وظیفه خودم می دانم . امام از ما خواسته که هر کس می تواند به جبهه بیاید من باید بروم . بالاخره پدر در مقابل آن همه شور و شوق تسلیم شد و گفت : برو خدا نگدارت باشد . و شهید یوسف راهی جبهه شد . مادرش می گوید : یوسف بسیار خوش اخلاق بود و هیچگاه نشد که او از غذا یا چیز دیگری ایراد بگیرد و هر چه دورن خانه حاضر بود می خورده و هیچ صحبتی هم در مورد کمی و کاستی ها نمی کرده . شهید یوسف بسیار کار می کرده و در کارهای منزل به مادرش کمک می کرده است قالی می شسته ، هیزم آماده می کرده و خلاصه همه جوره در خدمت خانواده بوده است . شهید رحمانیان با اقوام نیز بسیار صمیمی بوده و همیشه به دیدار آنان می رفته است . یوسف رحمانیان بالاخره به آرزوی خود و هدف خود می رسد و پس از یک ماه آموزش دیدن در کازرون از پادگان شهید عبدالله مسگرزاده شیراز عازم جبهه می شود . پس از چند مدت حضور در جبهه ماه رمضان فرا می رسد شهید یوسف 13روزرا روزه گرفته بود در زمان افطار به همسنگریهای خود می گوید کاش شربت آبلیمو درست می کردیم ودوستانش به شوخی به او می گویند تو شربت شهادت می خواهی نه شربت آبلیمو در همین زمان فرمانده سر می رسد و می گوید چند نیرو می خواهیم برای حفر کانال در خط مقدم در همان زمان یوسف با وجود سن کم اما با شجاعت دواطلب می شود و تا نزدیکیهای سحر به همراه چند تن افراد به حفر کانال مشغول بودند و در سحر روز چهاردهم رمضان سال 1360 با تیر مستقیم عراقی ها به درجه رفیع شهادت می رسدوبالاخره شربت شهادت رامی نوشد تا تن خسته اش در منطقه آبادان به خاک بیفتد . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام
زندگینامه شهید یوسف رحمانیان . شهید یوسف رحمانیان فرزند محمد حسین در سال 1344 در جهرم متولد شد . یوسف دوران دبستان را تا سال چهارم در دبیرستان امیرکبیر سپری کرد و پس از آن درس و مدرسه را رها کرد و به سراغ کار رفت . شهید یوسف در خارج از جهرم به شغل جوشکاری مشغول بودند اما با شروع جنگ و با وجود سن و سال کمی که داشتند و آموزش نظامی هم ندیده بودند شغل خود را رها کردند و به جهرم آمدند تا رضایت پدر و مادر را جلب کنند و راهی جبهه شوند . ایشان برای گرفتن اجازه خیلی مصر بودند و تلاش می کردند . پدرشان هم می گفتند : پسر برادرت هنوز سرباز است تازه سن و سال تو هم کم است . فعلا صبر کن ! اما او در جواب میگفت : پدر من رفتن به جبهه را وظیفه خودم می دانم . امام از ما خواسته که هر کس می تواند به جبهه بیاید من باید بروم . بالاخره پدر در مقابل آن همه شور و شوق تسلیم شد و گفت : برو خدا نگدارت باشد . و شهید یوسف راهی جبهه شد . مادرش می گوید : یوسف بسیار خوش اخلاق بود و هیچگاه نشد که او از غذا یا چیز دیگری ایراد بگیرد و هر چه دورن خانه حاضر بود می خورده و هیچ صحبتی هم در مورد کمی و کاستی ها نمی کرده . شهید یوسف بسیار کار می کرده و در کارهای منزل به مادرش کمک می کرده است قالی می شسته ، هیزم آماده می کرده و خلاصه همه جوره در خدمت خانواده بوده است . شهید رحمانیان با اقوام نیز بسیار صمیمی بوده و همیشه به دیدار آنان می رفته است . یوسف رحمانیان بالاخره به آرزوی خود و هدف خود می رسد و پس از یک ماه آموزش دیدن در کازرون از پادگان شهید عبدالله مسگرزاده شیراز عازم جبهه می شود . پس از چند مدت حضور در جبهه ماه رمضان فرا می رسد شهید یوسف 13روزرا روزه گرفته بود در زمان افطار به همسنگریهای خود می گوید کاش شربت آبلیمو درست می کردیم ودوستانش به شوخی به او می گویند تو شربت شهادت می خواهی نه شربت آبلیمو در همین زمان فرمانده سر می رسد و می گوید چند نیرو می خواهیم برای حفر کانال در خط مقدم در همان زمان یوسف با وجود سن کم اما با شجاعت دواطلب می شود و تا نزدیکیهای سحر به همراه چند تن افراد به حفر کانال مشغول بودند و در سحر روز چهاردهم رمضان سال 1360 با تیر مستقیم عراقی ها به درجه رفیع شهادت می رسدوبالاخره شربت شهادت رامی نوشد تا تن خسته اش در منطقه آبادان به خاک بیفتد . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام
وصیتنامهای برای این شهید ثبت نشده است.
تصویر شهید
قاب شهید
ویدیویی برای این شهید ثبت نشده است.
خاطرهای برای این شهید ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که خاطرهای از این شهید را ثبت میکنید.
خاطره یا محتوایی از این شهید دارید؟
اگر تصویر، ویدیو، سند یا خاطرهای از شهید یوسف رحمانیان کوشککی در اختیار دارید، با ارسال آن به ماندگاری نام و یاد این شهید گرانقدر کمک کنید. محتوای شما پس از بررسی و تأیید کارشناسان در این صفحه نمایش داده خواهد شد.