شهید قنبرعلی استادی باباعربی
فرزند قلی (علی)
اطلاعاتی از شهید دارید ؟
اینجا را کلیک کرده و برای ما ارسال کنید
نذر صلوات به نیت این شهید
صلوات فرستاده شده
۱
برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید
کد ملی
۲۴۷۱۵۳۱۰۴۰
تاریخ تولد
۱۳۳۱/۱۰/۰۷
تاریخ شهادت
۱۳۵۷/۱۱/۲۳
محل تولد
محل شهادت
ژاندارمری شهرستان با با عربی جهرم (علویه)
محل دفن
گلزار شهدای علویه جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
تعداد فرزندان
۰
تحصیلات
ابتدایی
رتبه
0
خلاصه زندگى شهيد قنبر على استادى باباعربى:
در دى ماه ١٣٣١ خورشيدی در روستاى باباعرب جهرم، كودكى به دنيا آمد كه
پدر ومادر بزرگوارش، به عشق وحبّ حضرت على (ع)او را قنبر على يعنى
غلام على نام نهادند.
قنبر على در خانوادهاى مذهبى ومتعهد رشد كرد وبزرگ شد و تحت تعليم و
تربيت والدين ارجمندش با دستورات دين مقدس اسلام ومذهب شيعه دوازده
امامى آشنا گرديد.
قنبرعلى چون به سن شش سالگى رسيد، جهت آموزش علم در دبستان
عارف، كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى به نام زيباى او نام گذارى شد،
ثبت نام كرد وتا پايان مقطع ابتدايى در اين آموزشگاه ادامه تحصيل داد؛ اما به
دليل مشكلات مالى ونبودن دبيرستان در روستا، ترك تحصيل كرد، ودر امور
زراعت و دامدارى به پدر ومادرش كمك مى كرد.
اين شهيد بزرگوار در سال ١٣٥٣ به استخدام شهربانی وقت درامد وجهت
خدمت به بندرعباس منتقل شد وچند ماهى در اين شهر انجام وظيفه نمود،
سپس به بندر لنگه منتقل كرديد.
اوكه فردى مذهبى ومتدين ومقيد به احكام دين مقدس اسلام ومذهب تشيع
بود، در هواى گرم وطاقت فرساى آنجا، روزها روزه مى گرفت وشبها به
عبادت وراز ونياز باخدا ومطالعه كتب دينى وقرائت قرآن مى پرداخت.
قنبر على در مدت كوتاهى كه در استخدام شهربانى رژيم طاغوتى پهلوى بود،
مركز تحت تأثير جو ضددينى ومذهبى حكومت فاسد پهلوى قرار نگرفت و
خيلى زود متوجه شد كه حكومت لائيک پهلوى از ارتش ونيروهاى انتظامى
تنها براى حفظ تاج وتخت ومنافع خودش استفاده مى كند.
قنبر على وقتى متوجه شد كه شاه واطرافيانش همگى مزدور آمريكا هستند، و
اين لامذهبها مأموريت دارند كه فرهنك مبتذل ومستهجن غرب را جايگزين
فرهنك حيات بخش ومتعالى ومترقى اسلام ومذهب تشيع نمايند. تصميم
گرفت كه ابتدا به صورت مخفيانه عليه نظام استبدادى ولائيك پهلوى مبارزه
كند. لذا براى مدتى پنهانى به مبارزات خود ادامه داد، ولى راه به جايى نبرد و
متوجه شدكه در اين مبارزه تنها مى باشد.
او كه جوانى شجاع ومتهور بود وروحيهاى ظلم ستيز داشت، آشكارا اما خيلى
عاقلاته ومدبرانه عليه حكومت مستبد واجنبى پرست پهلوى به مبارزه برخاست.
قنبرعلى درپى ظلم وستم ها وفسادهاى فرماندهان شهربانى وزورگويى ها و
بی عدالتى هاى افسران مافوق خود، در سال ١٣٥٥ باسرگردى به نام خليل اكبر
كه اهل رفسنجان بود درگيرى لفظى وفيزيكى مى شود وتا رسيدن نگهبانان او
راكتك كارى وبا سلاح كمرى تهديدش مى كند. كه بلافاصله مأموران مى رسند
واو را دستگير كرده وبدون بازجوئى ومحاكمه به زندان مى اندازند.
قنبر على نزديك به سه سال بلاتكليف وبدون محاكمه در زندان هاى رژيم
سفاک پهلوى محبوس می شود، تا اینکه در بحبوحه قیام وانقلاب مردم غیور
ايران، شاه خائن كه مى بيند سلطنت وتاج وتختش در حال واژگونى وبنياد
حكومت فاسدش در حال فروپاشى است، عوام فريبانه دستور آزادى زندانيان
سياسى را صادر كرد وقنبرعلى باعزت وسربلندى از سياه چال هاى مخفوف
شاه ظالم آزاد و به درياى خروشان مردم انقلابى پيوست.
قنبر على در روز ١٣٥٧/١١/٢٣ جهت شركت در راهپيمائى مردم ولايتمدار جهرم
از روستاى باباعرب عازم اين شهر مى شود. مردم انقلابى ومتعهد جهرم به
سوى ژاندارمرى حركت مى كنند تا آخرين سنگر نظامى حكومت پوسيده
شاهنشاهى را فتح نمايند.
قنبر على كه در اين راهپيمايى حضورى فعال داشت، در روز ١٣٥٧/١١/٢٣ در
جريان درگيرى كه بين مردم ونيروهاى ژاندارمرى پديد مى آيد، به دست
يكى از دژخيمان رژيم پهلوى به شهادت مى رسد وبعد از تشييع باشكوهى در
دار الرحمه روستاى باباعرب به خاك سپرده مى شود.
*برگرفته از١٢ خورشید( جلیل شجاع زاده)
در دى ماه ١٣٣١ خورشيدی در روستاى باباعرب جهرم، كودكى به دنيا آمد كه
پدر ومادر بزرگوارش، به عشق وحبّ حضرت على (ع)او را قنبر على يعنى
غلام على نام نهادند.
قنبر على در خانوادهاى مذهبى ومتعهد رشد كرد وبزرگ شد و تحت تعليم و
تربيت والدين ارجمندش با دستورات دين مقدس اسلام ومذهب شيعه دوازده
امامى آشنا گرديد.
قنبرعلى چون به سن شش سالگى رسيد، جهت آموزش علم در دبستان
عارف، كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى به نام زيباى او نام گذارى شد،
ثبت نام كرد وتا پايان مقطع ابتدايى در اين آموزشگاه ادامه تحصيل داد؛ اما به
دليل مشكلات مالى ونبودن دبيرستان در روستا، ترك تحصيل كرد، ودر امور
زراعت و دامدارى به پدر ومادرش كمك مى كرد.
اين شهيد بزرگوار در سال ١٣٥٣ به استخدام شهربانی وقت درامد وجهت
خدمت به بندرعباس منتقل شد وچند ماهى در اين شهر انجام وظيفه نمود،
سپس به بندر لنگه منتقل كرديد.
اوكه فردى مذهبى ومتدين ومقيد به احكام دين مقدس اسلام ومذهب تشيع
بود، در هواى گرم وطاقت فرساى آنجا، روزها روزه مى گرفت وشبها به
عبادت وراز ونياز باخدا ومطالعه كتب دينى وقرائت قرآن مى پرداخت.
قنبر على در مدت كوتاهى كه در استخدام شهربانى رژيم طاغوتى پهلوى بود،
مركز تحت تأثير جو ضددينى ومذهبى حكومت فاسد پهلوى قرار نگرفت و
خيلى زود متوجه شد كه حكومت لائيک پهلوى از ارتش ونيروهاى انتظامى
تنها براى حفظ تاج وتخت ومنافع خودش استفاده مى كند.
قنبر على وقتى متوجه شد كه شاه واطرافيانش همگى مزدور آمريكا هستند، و
اين لامذهبها مأموريت دارند كه فرهنك مبتذل ومستهجن غرب را جايگزين
فرهنك حيات بخش ومتعالى ومترقى اسلام ومذهب تشيع نمايند. تصميم
گرفت كه ابتدا به صورت مخفيانه عليه نظام استبدادى ولائيك پهلوى مبارزه
كند. لذا براى مدتى پنهانى به مبارزات خود ادامه داد، ولى راه به جايى نبرد و
متوجه شدكه در اين مبارزه تنها مى باشد.
او كه جوانى شجاع ومتهور بود وروحيهاى ظلم ستيز داشت، آشكارا اما خيلى
عاقلاته ومدبرانه عليه حكومت مستبد واجنبى پرست پهلوى به مبارزه برخاست.
قنبرعلى درپى ظلم وستم ها وفسادهاى فرماندهان شهربانى وزورگويى ها و
بی عدالتى هاى افسران مافوق خود، در سال ١٣٥٥ باسرگردى به نام خليل اكبر
كه اهل رفسنجان بود درگيرى لفظى وفيزيكى مى شود وتا رسيدن نگهبانان او
راكتك كارى وبا سلاح كمرى تهديدش مى كند. كه بلافاصله مأموران مى رسند
واو را دستگير كرده وبدون بازجوئى ومحاكمه به زندان مى اندازند.
قنبر على نزديك به سه سال بلاتكليف وبدون محاكمه در زندان هاى رژيم
سفاک پهلوى محبوس می شود، تا اینکه در بحبوحه قیام وانقلاب مردم غیور
ايران، شاه خائن كه مى بيند سلطنت وتاج وتختش در حال واژگونى وبنياد
حكومت فاسدش در حال فروپاشى است، عوام فريبانه دستور آزادى زندانيان
سياسى را صادر كرد وقنبرعلى باعزت وسربلندى از سياه چال هاى مخفوف
شاه ظالم آزاد و به درياى خروشان مردم انقلابى پيوست.
قنبر على در روز ١٣٥٧/١١/٢٣ جهت شركت در راهپيمائى مردم ولايتمدار جهرم
از روستاى باباعرب عازم اين شهر مى شود. مردم انقلابى ومتعهد جهرم به
سوى ژاندارمرى حركت مى كنند تا آخرين سنگر نظامى حكومت پوسيده
شاهنشاهى را فتح نمايند.
قنبر على كه در اين راهپيمايى حضورى فعال داشت، در روز ١٣٥٧/١١/٢٣ در
جريان درگيرى كه بين مردم ونيروهاى ژاندارمرى پديد مى آيد، به دست
يكى از دژخيمان رژيم پهلوى به شهادت مى رسد وبعد از تشييع باشكوهى در
دار الرحمه روستاى باباعرب به خاك سپرده مى شود.
*برگرفته از١٢ خورشید( جلیل شجاع زاده)
*وصیتی از شهید در دسترس نیست ، اما؛
* وصیت عمومی همه شهدا :
1. اطاعت از امام جامعه و ولی فقیه و تنها نگذاشتن ایشان
2. حفظ حجاب و رعایت عفت برای دختران و زنان جامعه
3. حفظ انقلاب و دستاوردهای آن
4.حفظ وحدت
* وصیت عمومی همه شهدا :
1. اطاعت از امام جامعه و ولی فقیه و تنها نگذاشتن ایشان
2. حفظ حجاب و رعایت عفت برای دختران و زنان جامعه
3. حفظ انقلاب و دستاوردهای آن
4.حفظ وحدت
تصویر شهید
ویدیویی برای این شهید ثبت نشده است.
خاطرهای برای این شهید ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که خاطرهای از این شهید را ثبت میکنید.
خاطره یا محتوایی از این شهید دارید؟
اگر تصویر، ویدیو، سند یا خاطرهای از شهید قنبرعلی استادی باباعربی در اختیار دارید، با ارسال آن به ماندگاری نام و یاد این شهید گرانقدر کمک کنید. محتوای شما پس از بررسی و تأیید کارشناسان در این صفحه نمایش داده خواهد شد.